خرید بک لینک
مستياللن صبح زوده و من تو سرويس دارم ميام شركتامروز چون پيش شما نبودم از نعمت بيدار شدن با بوسه هاي شما محروم موندمقربونت برم منمستي، گفتم، مردم، هادي، وقتيهستي جان منالان تو سرويس ياد حرفاي پنجشنيه ت افتادم( پنجشنبه ما يه سفر كوچولو رفتيم شهرضا كه بسيار خوش گذشت)تو راه برگشت وقاي داشتيم ميرفتيم شاه سيد علي كه انار بخريم، من گفتم عادي من دلم ميخورد بدونم مستي چجوريهگفتي ميخواي برات تعريف كنم؟ گفتم بلهگفتي: اون موقعي كه شماره خونتونو واسه خواستگاري بهم دادي، من مست بودم، تموم اون روزاي نامزدي من

برچسب: نویسنده: بهراد کوشکی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 10:30

صفحه بندی